مرتضى راوندى

196

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ترجمهء كتب هندى به عربى گماشته شده بود . « 1 » ( الفهرست ابن نديم ، ص 414 ) . ديگر از كتب و آثار هندى كه در انتقال افكار سرزمين هند به خراسان و ممالك عربى مؤثر افتاده كتاب كليله و دمنه است كه در خزينه فرهنگى ملوك هند بود و در عصر انوشيروان « برزويه » آن را از هند به ايران آورد ، و ابوابى بر آن افزود و همين نسخهء پهلوى به‌وسيله روزبه ( عبد الله بن مقفّع ، مقتول در 145 ه ) به عربى درآمد و بعدا ابان بن عبد الحميد لاحقى از شعراى دربار برامكه و هارون ، اين كتاب را به نظم عربى درآورد و بعدها رودكى به امر نصر بن احمد و تشويق بلعمى وزير دانش‌پرور سامانى در حدود 320 ه آن را به زبان درى منظوم كرد و بعد از آن اين كتاب گرانقدر در بين ملل شرق و غرب به زبانهاى مختلف ترجمه و در اختيار فرهنگ‌دوستان جهان قرار گرفت . در اين عهد شعوبيه در احياى مفاخر ديرين خود كوشا بودند چنان كه سهل بن هارون رئيس دار الحكمه هارون كتاب وامق و عذرا و تدبير ملك و سياست را منتشر كرد و ابان بن عبد الحميد به تشويق برمكيان علاوه بر نظم كليله و دمنه ، كتاب مزدك و كتاب سندباد و كتاب بلوهر و بوداسف و سيرت اردشير و انوشيروان را نوشت و تمام اين آثار و ترجمه‌ها در انتقال فرهنگ و آثار و افكار ايرانى و عجمى و هندى به دنياى اسلام بسيار مؤثر بودند . و برمكيان در تشويق خدمتگزاران فرهنگى دخالتى اساسى داشتند . » « 2 » تأثير نظريّات اشاعره در ركود فرهنگى نظرات علمى و تجربى كه به‌وسيله مردانى چون زكرياى رازى ، ابن سينا ، ابن هيثم و ابو ريحان بيرونى اظهار شده بود چون ريشه اجتماعى عميق نداشت با روى كار آمدن اشاعره رو به فراموشى رفت . اشاعره در اين‌باره سخت پافشارى داشتند كه ميان جهان و خدا ناپيوستگى وجود دارد و هرچيز ، در جهان در برابر خالق ناچيز است . . . در صورتى كه فلاسفه به پيروى از نوافلاطونيان ، نظرى مبتنى بر اتصال و پيوستگى ميان جهان و علت وجودى آن داشتند . غزالى با اينكه از اكثر اشاعره به عقل و منطق نزديكتر بود ، با اين حال عقل و استدلال بشرى را سخت محدود كرد « در نوشته‌هاى او به وضوح نقشى را كه بايد فلسفه همچون كوششى از عقل بشرى براى توضيح و تبيين اشياء در فرهنگ اسلامى و

--> ( 1 ) . الفهرست ، ص 342 و تاريخ يعقوبى ، 1 / 105 . ( 2 ) . نگاه كنيد به مطالعات دوساسى فرانسوى 1816 و بروكلمان در تاريخ ادب عرب ، 3 / 34 و 105 و سبك‌شناسى بهار ، جلد دوم ، ص 251 . براى كسب اطلاعات بيشتر نگاه كنيد به تتبّعات عبد الحى حبيبى ، تاريخ افغانستان بعد از اسلام ، صفحات 728 ، 729 ، 730 ، 735 و 736 .